خرید بک لینک

درباره سایت

...5.....حرفایی که تو اون وبلاگای گمنامم مینوشتم الان اینجا مینویسم تورو دیگه از خودم میدونم

آخرین مطالب

امکانات وب

بعضی حرفات تامغزاستخونمو میسوزونه گفتی سرماخوردیحالتوپرسیدم میگی ادای دلسوزی درنیار من فقط نگرانتم پات ک زخم شد انگار پای خودم بود الان ک سرماخوردی نفس منم بالانمیاد نمیدونم چرااینطوری رفتار میکنی من چرا باید ادا دربیارم چرا باید دروغ بگم؟ مرض دارم واقعا متاسفم برای خودم من فقط نگران حالتم دلم نمیخوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 19:13

حسود نبوده ام هرگز و حالا

به هوایی که نفس میکشی هم حسادت میکنم

بی تاب نبوده ام هرگز و اکنون

لحظه ها تاب و توانم برده اند

کجایی ای مرغ سحر امروز

تا ناله سر کنی بر مزار این زنده

حدیث گفتم و گفتی و حل نشد این معما

چه داغها مانده ببینم، تا بوسه ای حاصل شود

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 19:13

رنگوجانم

هرشب نمیزارم بخوابی

میدونم دارومیخوری

اما

نمیتونم ازت دل بکنم

حرف خاصی هم نمیزنیم.جز اینکه مدام صدات میزنم

جان گفتنت ارامشبخشترین واژه دنیاست

...امشبم نزاشتم بخوابی

ببخشید

شب بخیر عزیزترینم

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 19:13

گزینه مشاهده وبلاگ رو زدم

حرفای دیروزمو دیدم

انگار چند ساله درگیرم

باورم نمیشه دیروز بوده

و فقط دوروزه

چنان سخت گذشته ک قابل بیان نیست..

نگرانم

بیشتر نگران تو

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

قلبم درد میکند و چه کسی درک میکند

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

مامان گفت باهام بیا دکتر

نرفتم

حالم خوب نبود سردرد وحشتناکی داشتم..خوابیدم چنان ازخواب پریدم انگار از یه برج پرت شدم پایین بعدش

حالت تهوع شدید گرفتم

دستام سردبود عصبی بودم

مگه چی گفت که اینطوری جوابشو دادم

بعدشم باز کمی خوابیدم

خواب دیدم سرطان داره

....

....

عذاب وجدان دارم

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

ی پیام اومد برام صفه گوشیم روشن شد

باذوق بازش کردم

فکر کردم تویی

دلم میخواست تو باشی

اما همراه اول بود...

حس میکنم کمتر دوسم داری

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

و تو چه میدانی درد من چیست

همدردی نیست

......

از روز متنفرم

از شب متنفرم

میانه اش چ میشود

غروبی دلگیر......

......سرم را که بیشتر گرم میکنم

دستانم بیشتر سرد میشوند.....

....

بدون کفش

میتوان راه رفت

اماپاهایت به تو لعنت میفرستند

.....

گیجم

گیج

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

اندازه قلم و نوع قلم چه فرقی دارد

وقتی که تو شب بخیر.ت را

ساده نوشتی......

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

صبح بیدارشدم ....خوابیدم

بیدارشدم....خوابیدم

بیدارشدم ناهارخوردم

خوابیدم...خوابم نبرد

.....اهنگاشو گوش دادم

خوابیدم ...خوابم برد

بیدارشدم....خوابیدم

الان بیدارشدم

حوصله ندارم

بازم میخوابم............

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

اونی ک میگه خدانگهدار تویی

.........

اونی که حوصله نداره تویی

.......

اونی که میگه پیام نده تویی

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:39

رنگو بسیار بیشعور است...به من میگوید شب بخیر

خر

....

گفتم هروقت خوابیدی میخوابم.. تونخوابیدی ی شب بخیر مزخرف گفتی

منم نمیخوابمم

الانم اعلان بالا گوشیم اومد نوشتی بکپ

نمیکپم

فهمیییدی...

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 5:57

رنگو ناراحتم خیلیبخاطر همه چی حالت از خودت بهم میخوره و علتش منم؟ من گفتم باحضورم حس بهتری ب خودت داری؟ من خواستم باهم خوش باشیم لذت ببریم ...... قبل اینکه بیای همیشه میگفتم از تنهاایی رنجمیبرم.. جمله اختصاصیم بود حتی دامادمون بهممیگه احساس تنهاایی. من تو رابطه بودم با اون تخم سگا اما احساس تنهااادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 5:57

ساعت ۴و بیس دقیقه است اس دادی شب بخیربوسمنکردی اما من دلم به شدت رنگو میخواد و خوابم نمیبره تااین اندازه دلم کسیو نخواسته بودی چقد احساسات جدید باتو همراهه لعنتی نصف شبه بجااینکه بتمرگم قلبم قلقلکش میاد و بهانه میگیره عکساتم نمیتونم نگا کنم فیلمه روهم دو س دفه دیدم نمیتونم نمیتونم چرا اخه لعنت بهم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 5:57

بنظرم بهتره خفه شی میدونی چرا؟الان میگم چون بمن میگی ولت کنم میگی حرف نزنم خودتم چیزی نمیگی بعد میای اینجا برای بقیه مینویسی تا بخونن؟ میشه یک درصد بقیه، به من همتوجه کنی؟ توجه واقعی، نه فقط شعار نگاه کردنت به همه بدون مشکله، بمن که میرسی انقدر بیرون رو نگاه میکنی که گردنت درد میگیره حرف زدنت با بقیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 5:57

صفحه بندی